تایر

اشتراک گذاری مقاله

صنعت تایر در دو راهی قیمت و تولید

0نظر
5 شهریور 1405
6دقیقه

صنعت تایر یکی از صنایعی است که آثار تصمیم‌های سیاستی در آن با فاصله زمانی کوتاهی در بازار نمایان می‌شود. تایر کالایی نیست که مصرف‌کننده بتواند برای مدت طولانی خرید آن را به تعویق بیندازد. هر خودرویی که در جاده تردد می‌کند، دیر یا زود به تایر نیاز دارد و هرگونه اختلال در تولید، واردات یا تأمین این محصول، مستقیماً بازار، مصرف‌کننده و حتی ایمنی حمل‌ونقل را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

به گزارش پارس تایر، با این حال، چالش امروز صنعت تایر فقط قیمت لاستیک خودرو نیست؛ مسئله اصلی، اقتصادی بودن تولید است. تولیدکننده‌ای که با افزایش هزینه مواد اولیه، دشواری تأمین ارز، رشد هزینه انرژی، افزایش هزینه حمل‌ونقل و سایر هزینه‌های تولید مواجه است، در صورتی که هم‌زمان با قیمت‌گذاری دستوری روبه‌رو باشد، به‌تدریج با کاهش حاشیه سود و افت توان تولید مواجه خواهد شد.

مشکل اصلی صنعت تایر؛ قیمت یا هزینه تولید؟

سیاستگذار در صنعت تایر باید میان دو موضوع مهم تفاوت قائل شود: حمایت از مصرف‌کننده و فشار بر تولیدکننده.

کنترل مصنوعی قیمت تایر در ظاهر می‌تواند به نفع مصرف‌کننده باشد، اما اگر قیمت‌گذاری دستوری باعث کاهش تولید شود، نتیجه نهایی می‌تواند کاملاً معکوس باشد. محصولی که به اندازه کافی در بازار وجود ندارد، حتی اگر قیمت رسمی آن پایین باشد، نمی‌تواند نیاز مصرف‌کننده را پاسخ دهد.

یکی از مدیران ارشد صنعت تایر پیش‌تر در گفت‌وگو اعلام کرده بود که میزان تولید لاستیک خودرو در مقطعی به حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است. اگر چنین افتی تداوم پیدا کند، اهمیت آن بسیار فراتر از افزایش چند درصدی قیمت تایر خواهد بود.

کاهش عرضه در بازاری که تقاضای آن نسبتاً پایدار است، دیر یا زود خود را در قالب کمبود تایر، افزایش فاصله قیمت رسمی و بازار و فشار بیشتر بر مصرف‌کننده نشان می‌دهد.

آیا آزادسازی قیمت تایر راه‌حل است؟

پاسخ را نمی‌توان در دوگانه «قیمت‌گذاری دستوری» یا «آزادسازی کامل بازار» خلاصه کرد.

نه ادامه قیمت‌گذاری دستوری با شرایط فعلی می‌تواند راه‌حل پایداری باشد و نه رها کردن بازار بدون نظارت، سیاست مناسبی است. آنچه صنعت تایر به آن نیاز دارد، تغییر در فلسفه مداخله دولت است.

دولت باید به‌جای آنکه مستقیماً تعیین‌کننده قیمت باشد، ناظر بر عملکرد بازار و تولیدکنندگان باشد.

در چنین مدلی، تولیدکننده می‌تواند قیمت محصولات خود را براساس هزینه‌های واقعی تولید، مواد اولیه، انرژی، حمل‌ونقل و سایر هزینه‌های مرتبط تعیین کند؛ اما در مقابل، اطلاعات مالی، هزینه‌ها، میزان سود و عملکرد شرکت‌ها باید شفاف و قابل نظارت باشد.

این روش یک مزیت مهم دارد: اگر افزایش قیمت یک شرکت غیرمنطقی و فراتر از واقعیت‌های اقتصادی باشد، امکان بررسی و برخورد وجود خواهد داشت. اما اگر افزایش قیمت ناشی از رشد واقعی هزینه‌های تولید باشد، نمی‌توان صرفاً با یک دستور اداری آن را نادیده گرفت.

هزینه حمل‌ونقل؛ حلقه فراموش‌شده در قیمت تایر

یکی از عواملی که در بررسی قیمت تمام‌شده تایر کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، هزینه لجستیک و حمل‌ونقل است.

وقتی هزینه جابه‌جایی مواد اولیه یا محصول نهایی چند برابر می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت تولیدکننده این افزایش هزینه را از محل سود خود جبران کند. این هزینه در نهایت باید در قیمت محصول منعکس شود یا از محل دیگری جبران شود.

اگر هیچ‌کدام از این دو امکان وجود نداشته باشد، کاهش تولید می‌تواند یکی از محتمل‌ترین پیامدها باشد.

بنابراین هر سیاستی برای کنترل قیمت تایر، باید هم‌زمان به هزینه‌های زنجیره تولید و توزیع نیز توجه کند. نمی‌توان قیمت محصول نهایی را ثابت نگه داشت، اما هزینه‌های تولید، انرژی، ارز و حمل‌ونقل را بدون محدودیت افزایش داد و انتظار داشت تولید نیز بدون تغییر ادامه پیدا کند.

وابستگی ارزی و چالش تأمین مواد اولیه

چالش دیگر صنعت تایر، وابستگی به برخی مواد اولیه و نهاده‌های وارداتی است. هرچه سهم مواد اولیه وارداتی و ارزبری تولید بیشتر باشد، نوسانات نرخ ارز و محدودیت‌های تجاری تأثیر مستقیم‌تری بر قیمت تمام‌شده تایر خواهد داشت.

به همین دلیل، اصلاح سیاست قیمت‌گذاری باید در کنار سیاست‌های دیگری مانند افزایش داخلی‌سازی، توسعه تولید مواد اولیه در داخل کشور و کاهش ارزبری صنعت تایر دنبال شود.

اگر سیاستگذار تنها روی قیمت نهایی تمرکز کند و ریشه افزایش هزینه تولید را نادیده بگیرد، مشکل به جای حل شدن، از یک بخش زنجیره به بخش دیگری منتقل خواهد شد.

تایر فقط یک کالای مصرفی نیست؛ کالای ایمنی است

اهمیت صنعت تایر را نمی‌توان صرفاً با شاخص‌های اقتصادی سنجید. تایر یک محصول مستقیم مرتبط با ایمنی خودرو و حمل‌ونقل جاده‌ای است.

وقتی سیاست قیمت‌گذاری نادرست باعث کاهش تولید شود یا دسترسی مصرف‌کننده به تایر استاندارد را دشوار کند، موضوع دیگر فقط سود و زیان تولیدکننده یا قیمت یک کالای مصرفی نیست؛ بلکه ایمنی تردد در جاده‌ها نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

از همین رو، سیاستگذار باید میان دو هزینه مقایسه دقیقی انجام دهد: هزینه افزایش منطقی قیمت تایر و هزینه کمبود تایر در بازار.

گاهی افزایش کنترل‌شده و اقتصادی قیمت، هزینه بسیار کمتری برای اقتصاد کشور دارد تا اینکه با اصرار بر پایین نگه داشتن قیمت، تولید کاهش پیدا کند و بازار با کمبود مواجه شود.

راهکار چیست؟ تعادل میان تولیدکننده و مصرف‌کننده

صنعت تایر امروز بیش از هر زمان دیگری به یک تصمیم شفاف و واقع‌بینانه نیاز دارد.

تولیدکننده باید امکان تولید اقتصادی داشته باشد و در مقابل، مصرف‌کننده باید از بازار رقابتی، شفافیت قیمت و نظارت مؤثر برخوردار باشد.

اگر قرار است قیمت تایر کنترل شود، باید هزینه تولید نیز مدیریت شود. نمی‌توان از یک سو با افزایش نرخ ارز، رشد هزینه انرژی، افزایش هزینه حمل‌ونقل و دشوارتر شدن تأمین مواد اولیه مواجه بود و از سوی دیگر انتظار داشت قیمت محصول نهایی بدون توجه به این عوامل ثابت بماند.

اقتصاد صنعت تایر را نمی‌توان صرفاً با دستور اداری اداره کرد.

تایر ارزان، اگر فقط روی کاغذ ارزان باشد اما در بازار پیدا نشود، عملاً مزیتی برای مصرف‌کننده ندارد. آنچه امروز باید حفظ شود، صرفاً یک قیمت مشخص نیست؛ بلکه استمرار تولید، تعادل بازار، سلامت زنجیره تأمین و دسترسی مصرف‌کننده به تایر استاندارد است.

در نهایت، سیاست درست برای بازار تایر باید میان سه هدف تعادل ایجاد کند: تولید اقتصادی، قیمت منطقی و حمایت واقعی از مصرف‌کننده. رسیدن به این تعادل، نه با سرکوب قیمت و نه با رهاسازی کامل بازار، بلکه با شفافیت، نظارت هوشمند و توجه هم‌زمان به هزینه‌های واقعی تولید امکان‌پذیر است./ دنیای خودرو

سبد خرید شمـــا